تبليغاتX
بلوچستان
زنده باد جنبش آزادی خواهی و برابری طلبی ملت بلوچستان پیش بسوی استقرار جمهوری اجتماعی و دینی بلوچستان

با درود

ضمن تشکر از تمامی برادران و خواهران عزیزی که در طول مدتی که در اینجا مینوشتم همیشه یار، یاور، همراه و مشوق بنده بوده و با نظرات، انتقادات و پیشنهادات سازنده خودشون همیشه بنده‌رو بیشتر و بیشتر در راستای ادامه این راه یاری می‌کردند، خدمت همگی شما عزیزان عرض کنم که دیگر این وبلاگ بروز نخواهد شد!

البته عدم بروزرسانی این وبلاگ به منزله پایان کار وبلاگ بلوچستان نبوده و دختر بلوچستان همچنان در وبلاگ بلوچستان اما با آدرسی جدید خواهد نوشت که امیدوارم با حظور گرمتان در آن وبلاگ همچنان باعث دلگرمی بنده شده و بنده را در ادامه این راه یاری نمائید.

ضمن اینکه کل آرشیو این وبلاگ هم به وبلاگ جدید منتقل شده و دسترسی شما عزیزان به مطالب قدیمی علاوه بر این وبلاگ، در وبلاگ جدید نیز میسر خواهد بود.

 http://baloochistan.blogspot.com/

آدرس جدید وبلاگ بلوچستان در سرویس ‌Blogspot

با تشکر و احترام فراوان

دختر بلوچستان

نوشته شده توسط دختر بلوچستان در ساعت 1:28 | لینک  | 

وظيفه شورای امنيت سازمان ملل متحد چيست؟

پس ازانقلاب ايران واشغال سفارت آمريکا درتهران، روابط جمهوری اسلامی ايران

با غرب دچاراختلال شد. رژيم تهران آمريکا را شيطان بزرگ وسازمان ملل متحد

را ارگانی دنباله روازسياستهای استکباری ناميد وهرچه ازدستشان برميآمد،

برعليهشان دريغ نميکردند.

اين تنش همچان ادامه دارد وبخصوص با بحران هسته ای ايران افزايش يافته است.

واما موردی که اخيراً جلب توجه ميکند، اينکه پس ازهراتفاقی که برعليه رژيم ايران

دربلوچستان صورت ميگيرد، شورای امنيت سازمان ملل متحد فوراً تشکيل

جلسه ميدهد وبه محکوم ساختن آنها ميپردازد وبه سران حاکميت جهل واستبداد

تهران تسليت ميگويد.

هيچ بلوچی خواهان خشونت ودست زدن به عمليات انتحاری نيست.

بلوچها مردمانی صلحجوهستند وهمواره توسط دولت مرکزی مورد تهاجم

وچپاول قرارگرفته وناچاربه دفاع ازخود گشته اند. تا کنون ۳ عمليات انتحاری

دربلوچستان توسط جندالله صورت گرفته است که هريک ازآنها دارای

چنين ماهيتی بوده اند.اگربلوچها به جرم بلوچ بودن دسته دسته دستگيرواعدام نميشدند

واجازه مبارزه مدنی ميداشتند، هرگزدست به اسلحه نميبردند وبا دست زدن به

عمليات انتحاری، جان شيرين خويش را فدای آرمانهای مردم خويش نميکردند.

تقريباً همه روزه درافغانستان، پاکستان وعراق افرادی دست به عمليات انتحاری

ميزنند ومشخصاً مردم عادی قربانيان اين حملات هستند. بطورمثال ديروزصبح

درعملياتی انتحاری دريکی ازبازارهای پشاورپاکستان، بيش از۱۰۰ نفر زن وکودک

به قتل رسيدند. چند روزپيش نيزدرعملياتی مشابه دربغداد، بيش از۱۵۰ نفرکشته شدند.

درکابل نيز.... سازمانها ودولتهای مشخصی اين اقدامات را تقبيح کردند ولی از

نشست اضطراری شورای امنيت سازمان ملل متحد وصدوربيانيه درمحکوم کردن

آنان خبری نبود و با بستگان اين قربانيان نيزاظهارهمدردی نشد.

آنچه مايه تاسف ميباشد اينکه شورای امنيت سازمان ملل متحد تاکنون نسبت

به تمام جناياتی که توسط حکومت آخوندها، برعليه مردم بلوچ دربلوچستان

صورت گرفته وميگيرد، مهرسکوت برلب زده وبلافاصله پس ازهلاکت

چند پاسدارجنايتکار، تشکيل جلسه داده وبه ياری استبداد تهران ميشتابند وآنها را

دلگرمی ميدهند تا بازهم دربلوچستان جنايت کنند وبه حيات رژيم

تبهکارخويش ادامه دهند. چرا؟

شورای امنيت سازمان ملل متحد، بهتراست به جای پرداختن به اين مسائل وحمايت

ازرژيم جهل تهران، وقت خويش را صرف حل بحرانهای حادتری که

صلح جهانی را به مخاطره می اندازند، و يا تهديدهائی همگانی هستند، بپردازد.

برای بحران هسته ای ايران چاره جوئی کند. گرسنگی جهانی را مد نظرقراردهد.

به محيط زيست بپردازد. برای مداوای بيماری ايدزو...

چاره ای بينديشد. ويا مهم ترازهمه،

وظيفه شورای امنيت سازمان ملل متحد چيست؟


کريم بلوچ

۳۰ اکتبر۲۰۰۹

نوشته شده توسط دختر بلوچستان در ساعت 14:25 | لینک  | 

٭بسم الله الرحمن الرحيم٭

با درود فراوان

اول از همه باید این نکته ‌رو مد نظر داشت که هدف از ایجاد سپاه در واقع

 ترس از روحیه انقلابی و قدرت تصمیم‌گیری و در عین حال اطلاعات و

 تحصیلات افسران ارتش بود. چون همانگونه که در زمان رژیم گذشته،

ارتش با فعالیت خود توانست رژیم کنونی را سر کار بیاورد،

چنانچه قدرت را همچنان در دست می‌داشت،

 قادر بود تا براحتی و با کمک مردم و با قرار دادن سلاح در اختیار عامه

مردم و نیز استفاده از قدرت نظامی خود، اینها را هم از صحنه بدر کند

زمانی که این ترس بخوبی در دل و روح دولتمردان و سردمداران

نظام ریشه دوانده و نمایان شد، آنها تصمیم به حذف تدریجی ارتش گرفتند

 اما از آنجا که حذف نیروی نظامی کشور برای امنیت سرزمین و

حفظ و بقای نظام خطری بسیار بزرگ بوده و در واقع مساوی با حذف نظام بود،

 آنها تصمیم به ایجاد نیروی نظامی جدید و سپردن قدرت بدست آنها بودند

لذا برای این امر اقدام به ایجاد نیروی خودی و کاملاً جدیدی بنام

 سپاه پاسداران انقلاب کردند که هدف آن فقط و فقط حفاظت از نظام کنونی

و سردمداران ولایت و قدرت در کشور بوده و هست.

در زمان جنگ نیز چون بسیاری از مقامات عالیرتبه ارتش یا

کشور را ترک کرده بودند و یا در خاک سرد آرمیده بودند،

بالاجبار ارتش پذیرفت تا از نیروهای سپاه و بسیج که عامه مردم بودند

برای پیشبرد اهداف نظامی استفاده کند و در این زمان اولین قدم‌ها

 برای قدرت بخشیدن بیشتر به سپاه آغاز شد.

از آنجاییکه اکثریت حاضرین در جبهه غیر نظامی و افراد عادی بودند

که به عضویت بسیج که زیر نظر سپاه بود درآمده یودند،

مدیریت جنگ نیز عملاً در اختیار سپاه قرار گرفت و این دقیقاً همان

چیزی بود که قدرتمندان کشور می‌خواستند! لذا اغلب دستگاه‌ها و ماشین‌آلات

را به سپاه سپرده و حتی هلیکوپترهای عراق را که بصورت امانت

و پیش از جنگ در اختیار ایران نهاده بود، بعنوان غنایم جنگی برداشته

و در اختیار سپاه قرار دادند. 

پس از پایان جنگ، شعار "اگر سپاه نبود کشور هم نبود" را در بوق و کرنا کرده

و همه‌جا جار زدند که سپاه کشور را نجات داده و قدرت و ابهت

ارتش را در انظار عمومی کمرنگ کردند. در این زمان شروع

به آموزش عده بیشتری از فدائیان خود در پایگاه‌های مختلف در کشورهای

دیگر علی‌الخصوص در لبنان کردند که در بسیاری از موارد حظور لبنانیان

را در عرصه‌های مختلف مرتبط با نظام کنونی ایران چه در داخل و

چه خارج از کشور مشاهده نموده‌ایم.

پس از دوران ریاست جمهوری آقای رفسنجانی و روی کار آمدین اصلاح‌طلبان،

قدرت سپاه رو به ضعف گذاشته و از اختیاراتش کاسته شد اما پس از

گذشت 8 سال دوران خاتمی و 2 کودتای پشت سر هم طی 5 سال،

احمدی نژاد برای 2 بار متوالی بدون خواست مردم،

زمام امور کشور را در دست گرفته و نیروی بی‌سابقه‌ای به سپاه داده

و در عوض از این نیرو برای انجام امور تروریستی در داخل

و خارج کشور نهایت بهره را برده است که از این مقوله

میتوان به ضرب و شتم و کشتار و دستگیری‌های بیشماری

در دوران آقای احمدی‌نژاد که در دانشگاه‌ها،

محافل سیاسی، تظاهرات و ... روی داده است نام برد.

از آنجایی‌که در 8 سال دوران اصلاحات سپاه در حال حذف شدن بود،

پس از آغاز دولت اصولگرایان بدون اصول، نهایت خشم و کینه و

انزجار خود را از اصلاح‌طلبان و عامه مردم بنمایش گذاشته و با تمام قوا

در راستای سرکوب عامه مردم و اصلاح‌طلبان وارد صحنه شده است

و از طرف مقابل نیز دولت وقت و سردمداران قدرت، این نیروی نظامی

را از هر حیث (اقتصادی، نظامی و ...) تقویت می‌کنند.

بگونه‌ای که اکنون جهت استخدام در ارگان‌های مختلف،

داشتن کارت فعال بسیج به امری ضروری تلقی می‌شود.

یکی از این موارد فرودگاه پستی پیام است

(همون فرودگاهی که شهرام جزایری و باندش اقدام به قاچاق کالا میکردند)

که هیچ سازمانی منجمله گمرک بر آن کوچکترین نظارتی بر آن ندارند

و این فرودگاه اکنون بصورت تمام و کمال در خدمت سپاه قرار داده شده

تا آن را هرگونه که مایل است استفاده کند!


این روند با توجه به کودتاهای انتخاباتی صورت گرفته معلوم نیست

در آینده چگونه خواهد بود و آیا اصلاح‌طلبان بار دیگر قدرت را

در دست گرفته و کشور را از دست این جانیان نجات خواهند داد یا خیر؟

هرچند که اصلاح‌طلبان نیز تافته‌ای جدابافته نبوده و بدنبال منافع خودشون هستند!

بعنوان مثال تا چند سال پیش در تقویم‌های رسمی ایران

وفات بی‌بی فاطمه ثبت شده بود اما بیکباره و توسط جناب خاتمی و

توسط حدیثی منقول از یک یهودی یا مسیحی این وفات به شهادت تغییر نام داده

و این بانوی بزرگ پس از 1400 سال از وفاتش به شهادت رسید!

جلّ‌الخالق!...

سخن بسیار است اما مجال گفتن نیست.
الله یار و پشتیبانتان باد
شاد زی و روزافزون

  

بلوچین برات

 

نوشته شده توسط دختر بلوچستان در ساعت 17:32 | لینک  | 

٭بسم الله الرحمن الرحيم٭

 

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از بدو تاسیس تا الان چه کار کرده است؟

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و بیعت کردن بسیاری از سران ارتش با خمینی،

طرحی از بوجود آمدن نیروی نظامی دیگری نبود. اما بعد از گذشت مدتی و زیر

 پا گذاشتن قولهایی که خمینی گور به گور شده به ارتشیان داده بود،

بسیاری از آنان را محاکمه و به اعدام محکوم نمودند.

وجود اشخاصی در کنارخمینی مانند آقایان چمران و رضایی،

که دوره های متعددی در لبنان دیده بودند،

 نظریه یک نیروی نظامی داده شد که مجزا از ارتش باشد.

به نوعی اینان با نیروی ارتش که باقیمانده از نظام گذشته بود موافق نبودند.

درعین حال که ارتش نیروی رسمی هر کشوری است و مربوط به حکومت یا

نظام خاصی نیست. بعد از افتتاح سپاه، فعالیت این نیروبه ایران ختم نمی شد،

به غیر از ایران در خارج از مرزها در لبنان، فلسطین، بعضی از کشورهای

افریقایی مانند سودان نیزایجاد پایگاه نمود و فعالیتهای گسترده ای آغاز کرد

  سپاه پاسداران دارای زیر شاخه هایی بود مانند سپاه قدس که عملا به تربیت

 و تعلیم نیروهایی برای فعالیتهای مخربانه درخارج کشور مشغول بود.

با شروع جنگ سپاه پاسداران نیز با قصد حمایت و کمک به

نیروی ارتش فعالیت اصلی خود را آغاز نمود

 که در همان آغاز همه چیز برعکس شد و

ارتش در کنار سپاه قرار گرفت. با اینکه سپاه پاسداران هیچ

تجربه جنگی نداشت و در بیشتر موارد از تجربه های ارتش استفاده میکرد.

 اما گرداننده اصلی جنگ سپاه بود و در طول جنگ بیشترین و بهترین

 امکانات را نسبت به ارتش در اختیار داشت.

سپاه با حمایت کامل از سوی  خمینی جلاد و بخصوص فرزندش

 احمد گریان و هاشمی رفسنجاني خوک صفت دارای قدرتی فراوان شد.

بعد از اتمام جنگ، تقسیم بندی هایی در سپاه ایجاد شد.

که چهره ای جدید از سپاه نمایانگر شد.

 با شروع رهبری  خامنه ای ابله و بهای بیش حد ایشان به سپاه،

 باعث شد که این نیروی نظامی عملا وارد عرصه های سیاسی،

 اقتصادی و اجتماعی کشور شود.

در قانون اساسی ورود نظامیان به عرصه های مختلف

کشور مانند کسب مقام دولتی، زمینه های مختلف اقتصادی و ورزشی 

 و فرهنگی و ... منع شده است و غیرقانونی است.

 اما با نادیده گرفتن قانون اساسی، امتیازات فراوانی به سپاه داده شد.

تصاحب بسیاری از قسمتهای مهم درآمد زایی کشور مانند فروش نفت،

انواع واردات از قبیل بنزین و بسیاری دیگر که در انحصار سپاه قرار گرفت.

در دست گرفتن انحصاری کارهای عمرانی واداره این منابع که از مهمترین آنها

 می توان به سدسازی، میدانها و حوزه های نفتی، پالایشگاههای نفتی،

 مراکز پتروشیمی، جاده سازی،

کارخانه های لاستیک سازی و بسیاری موارد دیگر اشاره نمود.

 افتتاح موسسات مالی اعتباری بسیجیان و انصار، ورود به قسمتهای

مختلف ورزش، حضور  سپاهيان در راس باشگاههای ورزشی بخصوص

فوتبال که پرطرفدارترین ورزش کشور است. جای تامل بسیار دارد.

حتی اداره و سیاستگذاری این ورزش نیز بدست  سپاهيان می باشد.

 با حامیت سران حکومت از سپاه به نوعی این نیروی نظامی را تبدیل به

تاجر و کاسبی بدون رقیب کرد. ثروتهای نجومی برخی از سران سپاه که

همیشه مورد بحث محافل سیاسی بود از نشانه های بارز این گفته هاست.

در دوره اصلاحات نیروی سپاه اولین دشمن این جریان بود،

 که تن به قوانین نمی دادند و افشای پروند ه های

 بسیاری از نیروهای سپاه توسط  سران اصلاحات باعث شد که

چهره ی مظلوم سپاه در ذهن مردم تغییر کند.

سپاه نیز برای مقابله با جریان اصلاحات از هر ترفندی استفاده می نمود،

 بوجود آمدن افرادی موسوم به لباس شخصی، سرکوب مردم،

 سرکوب شدید دانشجویان در سراسر کشور

 بخصوص در وقایع 18 تیر 78، ورود به صحنه دانشگاه از

 طریق بسیج دانشجویی که بتوانند پایگاهی در دانشگاهها داشته باشند.

حضور درسطح مدارس آموزش و پرورش، حضور فعال در

 سطح ادارات، بانکها و کارخانجات، سپاه به نوعی

  میخواست در مقابل اصلاح طلبان قدرت نمایی کند.

با شروع ریاست احمدی نژاد كثيف بهای دو چندانی به

سپاه داده شد و سپاه را وارد تمام قسمتها و لایحه های جامعه نمود و

این نیروی نظامی را وارد عرصه جدیدی از فعالیتهای خود شد.

 ورود نظامیان به کسب پستهای دولتی مانند، وزارت، استانداران و

 معاونانشان، فرمانداران، نمایندگان مجلس، شهرداری، ریاست

نهادها و سازمانهای دولتی و...

ورود سپاه به عرصه ورزش امتیاز دیگری بود

 که احمدی نژاد كوتوله به این نیرو داد.

حضور حرامزاده ها در راس باشگاههای ورزشی

 بخصوص فوتبال که از ورزشهای پرطرفدار

در بین مردم است، اداره و سیاستگذاری

ورزش فوتبال توسط سپاهيان بي ناموس جای تامل بسیار دارد. 

یکی از اهداف خامنه ای خل چل و احمدی نژاد مزدور این بود که

 وزارت اطلاعات را عملا در اختیار سپاه قرار دهند.

 وزارتخانه ای که مدیران وکارکنانش متشکل از افراد غیر نظامی هستند.

 اما قصد اینان نظامی کردن این وزراتخانه است.

 از اینرو اداره حفاظت اطلاعات سپاه را دارای

 چنان قدرتی نمودند که چندین بار بعضی از

 مدیران وزارت اطلاعات از بوجود آمدن نهادی موازی با

وزارت اطلاعات ابراز نگرانی می کردند و این

عمل را غیر قانونی میخواندند.

بعد از اعتراضات گسترده مردم به انتخابات، سپاه تنها نیرویی بود

 که در سرکوب و قتل مردم دست داشت.

بازجویی از بازداشت شدگان اخیر در اختیار سپاه بود.

 کاری که عملا در اختیار قوه قضائیه است، اما سپاه

آنرا برعهده گرفته بود و دست به فجایعی شدید از قبیل شنکجه،

 تجاوز و قتل در زندانها زد و چهره ی دیگری

 از سپاه به عنوان جلاد و قاتل نمایان شد.

با تغییرات اخیر در سپاه، حاکی از خانه تکانی در بخشهایی از این نیرو است.

 آوردن نقدی بجای تائب،

 همگان از سابقه فعالیتهای نقدی در زمینه ی سرکوب دانشجویان

و مردم با خبرند. گذاشتن تائب در سمت

معاون حفاظت اطلاعات سپاه، پیشینه ایشان در سپاه و همچنین طرح

 سازمان شدن حفاظت اطلاعات سپاه از

سوی سران سپاه به دولت، می توان به نظریه  در اختیار گرفتن

وزارت اطلاعات توسط سپاه جامه عمل پوشاند.

 ورود سپاه به بازار سهام و خرید بیش از نیمی از سهام مخابرات

 توسط شرکتهای وابسته به بنیاد تعاون

سپاه و حذف رقبا در عرصه های مختلف اقتصادی، فاز جدیدی از

 تصاحب امتیازات دولتی  توسط سپاه است.

این عمل سپاه مغایر با اصل  44 خصوصی سازی است، که با

 واکنش بسیاری از اقشار جامعه روبرو شد،

 به گفته معاون وزیر بازرگانی ورود شبه دولتیان به عرصه

خصوصی سازی مغایر با قانون اساسی است.

در عرصه بین المللی سپاه پاسداران یک سازمان

تروریستی شناخته شده است که حمایت و همکاری دولتها

و شرکتها از آن غیر قانونی است.

هدفی که  خامنه ای نجس و احمدی نژاد كثافت درصدد

 آن هستند نظامی کردن کشور و تصدی پستهای مهم کشور

بدست سپاه است. به نوعی نظامی کردن کشور یا بهتر

 بگوییم سپاهی کردن کشور است.

***

دختربلوچستان...

 

نوشته شده توسط دختر بلوچستان در ساعت 15:33 | لینک  | 

٭بسم الله الرحمن الرحيم٭

 

عدالت علوی در دادگاههای ایران

همانطور که پیش بینی می شد دادگاه هایی برای محاکمه سران و طرفداران

اصلاح طلبان تشکیل شد هر ببینده ای که شاهد این نمایشها بود

اولین سوالی که به ذهنش میرسید این بود که جرم

این افراد چیست؟؟؟

من خود بعنوان یک شخص ناظر سوالاتی زیادی از آقایان خامنه ای،

شاهرودی و لاریجانی برایم پدید آمد که بسیار مرا تحت تاثیر قرار داده است.

شما که همگی از سران حکومت هستید چگونه ممکن است در دستگاه قضايی چنین

دادگاهی تشکیل شود؟  

آیا این اشخاص به نظر شما که متهم هستند،

نیاز اولیه شان که برخورداری از یک وکیل است، حقشان نیست؟

من خود شاهد بودم که قاتلینی که جرمشان هم به اثبات رسیده بود

حداقل از وجود یک وکیل تسخیری برخوردار می شوند،

آنگاه این افراد که اکثرا دارای پستهای حکومتی بودند همه شان

جزو انقلابیون هستند باید اینگونه باشند؟

آیا کمبود هئیت منصفه احساس نمی شود؟

 آیا شخصی مانند آقای ابطحی که مانند شما روحانی است

نمی توان محترمانه تر با ایشان برخورد نمود؟

مگر جرم اینان چه بوده است؟

 آیا خودتان به چهرهایشان قبل و بعد از دستگیری توجه کرده اید؟

آیا در زندانهای شما سونا و جکوزی وجود دارد؟

طبق چه مستنداتی کیفر خواست تنظیم شده است؟

 آیا می توان به اعترافات و مستندات خود این اشخاص اکتفا کرد؟

آیا برای اثبات جرمشان نیازی به شواهد حقیقی نیست؟

 هر قاضی روانشناس ماهری است،

شما به عنوان یک قاضی آیا اوضاع روحی و جسمی این افراد

 بعد گذشت هفتاد روز که در بند بودندعادی بود؟

یعنی می توان به گفته های این افراد اکتفا نمود؟

مگر می شود کسی که از تقلب آشکار سخن میگفت و این دولت را فاقد

 مشروعیت میدانست، بیاید و یکدفعه همه چیز را انکار کند و

به کسی که از او حمایت میکرده تهمت و افترا بزند.

مگر این جلادان به ظاهر بازپرس شما

چه بر سر این اشخاص آورده اند که اینگونه سخن میگویند.

همه مطلعند بطور حتم شکنجه ها و آزارهای روحی و جسمی که به این

 شخصیتها وارد شده منجر به این شده که مطیع سناریوهای

از پیش تعیین شده باشند و نوع اعترافهایشان غیر عادی است.

هرکس که فرق دست چپ و راست را بدانند متوجه ساختگی

بودن این اعترافات قرون وسطی میشود. اگر فقط یک هفته

دادستان تندرو شما آقای مرتضوی را در اختیار این جلادان قرار دهند بطور

حتم ایشان اعتراف میکند که<< آقای بوش برادر تنی من است>>!!!

هزاران پرسش در ذهنم است که می دانم

جوابی قانع کننده ای برایشان ندارید.

مگر اعتراض به نتیجه انتخابات اینگونه سرنوشتی دارد،

 به غیر از اینکه اینان بصورت مسالمت

آمیز حقشان را طلب می کردند چیزی دیگری بود

. آیا ممکن است این همه معترض به انتخابات

بی پایه باشد. تا کی میخواهید سرتان را زیر برف کنید.

لااقل شما آقای لاریجانی که به تازگی به

این منصب رسیده اید به تنهایی و مقتدرانه تصمیم بگیرد و

ثابت کنید که گوشتان در دست رهبرنیست.

 البته از شما بعید است نوع انتخاب شما پاسخ همه چیز است آقای خامنه ای

کسی رو آورده که هیچگونه سابقه ی قضایی ندارد و هدفش واضح است

 نمیخواهد شخصی را بیاورد که آگاهی به قوانین قضایی داشته باشد

 و در آینده برای خودش دردسر شود به مانند اشتباهی که در

انتخاب دوباره احمدی نژاد مرتکب شد که در اجرای دستورات رهبری

 قانون را به میان میکشد و حالا تبدیل شده به معضلی برای خودشان.

اقای شاهرودی که بعد از افشای فساد مالیش توسط پانیذدار دیگر نتوانست

در مقابل احمدی نژاد و عمالش قد راست کند. شما در مقابل این کودتاچیان

 سرکوب گر و دیکتاتور بایستید نه اینکه مانند رهبر جنائی برخورد کنید

که اکنون خودش نیز پشیمان است.

همچنین عمال مردم کش و قاتلش را مجازات کنید تا نامی نیک

 از خود در تاریخ بجا گذارید.

 

***

دختربلوچستان...

 

نوشته شده توسط دختر بلوچستان در ساعت 20:4 | لینک  | 


به گزارش آژانس خبری تفتان در حالی که جنبش مقاومت جندالله طی اولین اطلاعیه خود ساعاتی پس از عملیات استشهادی سرباز عامل عملیات را شهید عبدالواحد محمدی معرفی نمود و این اطلاعیه را تمامی رسانه های جهان مخابره کردند پس از چند روز وزارت اطلاعات بیچاره و بدبخت اعلام کرد که به کشف بزرگی دست یافته است و عامل عملیات را پیشین را شناسائی کرده است !!!!

واقعا که به این درک اطلاعاتی و کشف بزرگ باید تبریک گفت که پس از اطلاعیه جنبش و دادن نام عامل عملیات می گویند کشف کرده اند .

بیچاره ها و بدبخت ها این عملیات چنان شما را در هم شکست که فکر هم نمی کردید و شما اصلا فکر اینجایش را نکرده بودید و اگر شما واقعا چیزی می دانستید قبل از اجرای عملیات باید توسط کانالهای اطلاعاتی بدان می رسیدید اما نظام اطلاعاتی و امنیتی شما چنان ضعیف است که برای مردم ضعف و بیچارگی و بدبختی و زبونی شما قابل تصور نیست.

شما فقط با تبلیغات خود را مقتدر معرفی کرده اید اما حقیقت چیزی دیگر را ثابت کرد و نشان داد که حتی شما ضعیف تر از آن هستید که مبارزان تصور می کردند و چنان از هم پاشیدید که خود نمی دانید چه کار کنید.

این آغاز کار است و خواهید دید که چگونه تکه پارهایتان در شهر زاهدان و سراوان و چابهار و ایرانشر ریخته باشند و جز گریه چیزی نصیب بازماندگان نشود پس چه بهتر که بلوچستان را وداع گفته و بروید تا دیر نشده است.

شما با ماشین تبلیغاتی خود چنان تبلیغ کرده اید که مردم فرک می کنند واقعا شما قدرت دارید اما حقیقت با عملیات استشهادی پیشین روشن شد و الان ملت بلوچ هستند که احساس قدرت می کنند.

قدرت شما بیچاره ها این است که بعد از اینکه جنبش نام شهید را داد شما اعلام کنید که ما کشف کردیم که چه کسی این عملیات را انجام داده است ،مردم می گویند این که کشف نشد خود جندالله نام مجری عملیات را داده است و حتی الان تصویرش را هم داد و شاید وزارت اطلاعات الان اعلام کند که ما چیز تازه ای کشف کرده ایم و آن عکس عامل عملیات استشهادی پیشین می باشد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نوشته شده توسط دختر بلوچستان در ساعت 7:20 | لینک  | 



چند روز پیش انفجار بمب در پیشین بلوچستان، باعث کشته شدن شماری از مقامات و فرماندهان ارشد سپاه پاسداران همچون شوشتری جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران، سردار محمدزاده فرمانده سپاه سلمان بلوچستان، سردار علویان فرمانده تیپ دوم امام زمان کرمان به همراه پاسدارانی از این تیپ با نامهای پاسدار محمد هادی سلیمانی، پاسدار خسرو شمس الدینی و سرگرد پاسدار هوشنگ کریمی همچنین پاسدار روح الله نوزاد، سردار اسدی معاون روابط عمومی تبلیغات سپاه قدس فرماندهان سپاه ایرانشهر و سرباز و تعداد زیادی از عوامل سپاه، شد.
این انفجار که توسط جوانی از اعضای جنبش مقاومت مردمی ایران انجام شد گذشته از آن که یک انفجار تخریبی و مرگبار بود باعث شد که تقریبا همه رسانه های جهان نام بلوچستان را در فهرست خبرهای نخست و مهم خود قرار دهند.
انفجار زمانی بوقوع پیوست که نه تنها محل برگزاری جلسه فرماندهان سپاه بلکه راههای منتهی به بخش پیشین بشدت کنترل می شد، ضعف مسئولان زابلی بلوچستان در جریان این حادثه کاملا مشهود است اما جمهوری اسلامی که با هزینه چندین ملیاردی نتوانسته است امنیت ماموران و مسئولین خود را حفظ کند با توسل به دروغ سعی میکند از خود را مدافع انچه که آنها را شهروند می نامد معرفی کند.
حادثه سرباز چنان ضربه مهلکی به جمهوری وارد کرد که بسیار از کشورهایی که تا چند وقت گذشتهشپاه پاسداران را یک سازمانی تروریستی می نامیدند مجبور شدند در مواردی با جمهوری اسلامی ابرازهمدردی کنند.
جنبش مقاومت مردمی ایران تنها ساعاتی پس از انفجار با انتشار اطلاعیه ای مسئولیت این عملیات را بر عهده گرفت، و عامل انفجار را عبدالواحد سراوانی عنوان کرد اما جالب اینجاست که معاون سیاسی امنیتی بلوچستان پس از چندین روز اعلام کرد که عامل انفجار را شناسائی کرده است .
اما جمهوری اسلامی که ظاهر و باطنی 180 درجه ای دارد از همان سیاست شکست خورده قبلی یعنی سیاست سرکوب سخن میگوید باید منتظر ماند و عواقب این جنگ را به نظاره نشست.


نوشته شده توسط دختر بلوچستان در ساعت 7:19 | لینک  | 


رژيم جهل و جنايت آخوندی تهران چنان از مبارزات حق طلبانه مردم بلوچ و سرمچاران پيشتازش به هراس افتاده که با تمام قوا به دست و پای حکام اسلام آباد افتاده اند تا چاره ای برای سرکوب جنبش همه گير مردم بلوچستان پيدا کنند. وحشت و نگرانی سردمداران مافيايی رژيم از اوجگيری مبارزات طولانی و تاريخی مردم بلوچستان، نمايان است.

خبر ذيل را به نقل از خبرگزاری دولتی ايسنا بخوانيد و خود نتيجه گيری کنيد
نوشته شده توسط دختر بلوچستان در ساعت 7:18 | لینک  | 


به گزارش آژانس خبری تفتان مولوی عبدالحمید امام جمعه اهلسنت زاهدان در اقدامی شگفت عملیات استشهادی را نامشروع خواند این در حالی است که بیشتر عملیاتهای فلسطینیان علیه اشغالگران اسرائیلی استشهادی بوده است و مولوی عبدالحمید یکی از حامیان سرسخت مبارزات فلسطین است اما معلوم نیست چه چیزی سبب شده که ایشان عملیاتهای استشهادی را ناجائز بدانند و کسانی را که چنین عملیاتی انجام می دهند را وحشی بخوانند.

حتما جناب مولوی صاحب آن جوانانی را که در فلسطین عملیات استشهادی انجام دادند را وحشی می دانند و یا آن زنان مجاهدی که بر خود بمب می بندند و اسرائیلیها را منفجر می کنند به نظر مولوی عبدالحمید وحشی هستند.پناه به خدا

و یا اینکه مولوی عبدالحمید ظلم بر فلسطینی ها را نمی پذیرد ولی ظلم بر ملت مسلمان بلوچ را توجیه می کند.

اشغالگری اسرائیلی را نمی پذیرد و اشغالگری شیعیان متجاوز و بیگانه و کافر را با دل و جان می پذیرند و فرماندهان متجاوزان برایشان عزیز می شوند این در حالی است که جناب مولوی خود همایشهای برگزار شده توسط شوشتری را در راستای تفرقه و اختلاف بین طوایف بلوچ دانسته بود و از همین تریبون محکوم کرده بود الان چگونه شوشتری منافق و کافر خیرخواه ملت شد؟

جناب مولوی امریکائی ها هم به عراق و افغانستان برای دموکراسی آمده اند و برای خدمت به مردم افغانستان و عراق و طبق نظر شما باید از آنان پذیرائی کرد پس چرا همیشه علیه آنان دعا می کنید و از جهاد و مبارزه در عراق و افغانستان حمایت می کنید؟

چه کسی شوشتری متجاوز را برای خدمت به بلوچستان دعوت کرده است ؟

آیا شما به نمایندگی از ملت بلوچ ایشان و دیگر بیگانگان را دعوت کرده اید؟

آیا ملت مسلمان بلوچ از شوشتری بیگانه وکافر خواسته اند که به بلوچستان بیاید ؟

یا اینکه بلوچستان را با توپ و تانک اشغال کرده اند و الان میگویند ما خدمت میکنیم !ما ملت بلوچ نیاز به خدمت متجاوزان و اشغالگران نداریم و بهتر است کاسه و کوزه خود را جمع کرده و بروند ورنه کشته می شوند و علما و مفتیان بزرگ در این زمینه فتوا صادر کرده اند و جهاد بر همه مسلمانان بلوچ جهت آزاد سازی بلوچستان فرض عین است و اگر متجاوزان به مردم پناه ببرند و مردم را سپر کنند طبق قول امام ابوحنیفه باز هم کشتن متجاوزان فرض است اگر چه تنی چند از مردم هم کشته شوند و این در کتب فقه نوشته شده است که متاسفانه در حوزه های علمیه کتاب السیر تدریس نمی شود.

چگونه متجاوزان به دین و سرزمین ما خیرخواه ما هستند ؟ این ممکن نیست و گفتن این سخن نزد الله بسیار سنگین است.

این چیزی جز ترس نمی باشد در حالی که باید از خدا ترسید و چنین حق را پایمان نکرد که خداوند روز قیامت در این باره سوال خواهد کرد و آنجا با هیچ کس رودربایستی وجود ندارد.
جناب مولوی در مورد جوانانی شهیدی که با ایمان و اخلاص و برای رضای الله و دفاع از اسلام و مسلمانان و عقیده و اصحاب پیامبر و ازواج مطهرات جان خود را فدا کرده اند چیزی نگوئید که موجب خشم خدا شود.
نوشته شده توسط دختر بلوچستان در ساعت 7:18 | لینک  | 


بسیاری از سازمانها و شخصیتها انفجار در پیشین سرباز از توابع استان سیستان و بلوچستان را محکوم کردند.

در نوشتار بسیاری از اینان فرماندهان نظامی سپاه پاسداران به عنوان مردم معرفی شدند در این انفجار کسانی چون سردار شوشتری از سرکوبگران مردم از سال 58 تا کنون،سرتيپ دوم پاسدار فرشاد شفيع‌پور، معاون اطلاعات و عمليات قرارگاه قدس سپاه پاسداران / پاسدار هادي محمد سليماني جمعي تيپ دوم پياده صاحب‌الزمان(عج) سپاه ثارالله استان كرمان / سرگرد پاسدار هوشنگ كريمي جمعي تيپ دوم پياده صاحب‌الزمان(عج) سپاه ثارالله استان كرمان / پاسدار حسين مرادي فرمانده قرارگاه داخلي اهل بم جمعي تيپ دوم پياده صاحب‌الزمان(عج) سپاه ثارالله استان كرمان/ سردار پاسدار علي علويان فرمانده تیپ دو صاحب الزمان سپاه ثارالله کرمان/ پاسدار خسرو شمس‌الديني جمعي تيپ دوم پياده صاحب‌الزمان(عج) سپاه ثارالله استان كرمان/ سردار پاسدارولي فتح مرادي فرمانده سپاه پاسداران نیک شهر / سردار پاسدار حسين اسدي‌ خانوكي معاون طرح و برنامه نمایندگی ولی فقیه، مسئول دفتر نمايندگي ولي‌فقيه در لشكر 41 ثارالله و همچنين مسئول دفتر نمايندگي ولي‌فقيه در قرارگاه قدس و معاون تبليغات و روابط عمومي قرارگاه قدس / پاسدار علی نیکپور/ پاسدارعلي عربي محافظ شخصی سردارد شوشتری، فرزند حجت‌الاسلام حسنعلي عربي مسوول حوزه نمايندگي ولي فقيه در سازمان جهاد كشاورزي سمنان و امام جمعه موقت سرخه / سردار رجبعلي محمدزاده فرمانده سپاه پاسداران استان سیستان و بلوچستان ووو.....


این مردمان اگر چه شاید در جنگ خدماتی داشته اند اما پس از جنگ با تسخیر مناصب اقتصادی، اطلاعاتی، امنیتی، سیاسی،نظامی ... عملن به اهرمهای سرکوب تبدیل شده بودند. ورقتی به فرهنگ لغت مراجعه می کنیم واژه فرانسه ترور اینگونه معنا شده است:

رعب و وحشت، بیم و هراس زیاد، کشتن و از بین بردن مخالفان در این سالها چه گروه ها و دستجاتی در معنای واژه ترور می گنجند؟ عبارت النصر به الرعب از آن کیست؟


------------

ترور – تروریسم – تروریست


شوربختانه گاهی واژگانی را بکار میگیریم که تنها با صدای آنها آشنائی مختصری داریم و نه با مفهوم آنها. یکی از این واژگان، واژۀ ترور است.

در زبان فارسی وقتی از واژۀ ترور در گفته هایمان استفاده میکنیم، و بعنوان مثال گفته میشود که، شخصی مورد ترور واقع گردیده، یعنی شخص مورد سوء قصد قرار گرفته و یا قتلی سیاسی صورت گرفته، حال آنکه واژۀ ترور در زبان های غربی بمنظور ترس و وحشت است.

بطور خلاصه، ترور یعنی ترس و وحشت، واژۀ تروریسم یعنی ایجاد ترس و وحشت و تروریست به فردی گفته میشود که در میان مردم ایجاد ترس و وحشت میکند تا به اهدافش که در نهایت کسب قدرت و یا حفظ قدرت با سلاح ارعاب است برسد.

وقتی که گفته میشود، رژیم اسلامی در ایران، یک رژیم تروریست است، یعنی با سلاح رعب و وحشت برای حفظ بقاء و قدرتش برای حکمرانی تلاش میکند. بعنوان مثال و با نگاهی کوتاه میبینیم که چگونه خود را به آب و آتش میزند تا به سلاح هسته ای دست یابد و یا با شکنجه و کشتار و بقول خودشان با امر به معروف و نهی از منکر سعی دارد تا ملت ایران را مرعوب و مطیع خود سازد.

رژیم بخودی خود نمیتواند تروریست باشد مگر اینکه دارای اسباب ترور (وحشت) و عاملان اجرای ترور (وحشت) باشد. عوامل ترور (وحشت) در ایران به دو دسته تقسیم میشوند: الف - رهبران یا اربابان ترور ب – مأموران اجرا یا نوکران ترور الف - رهبران یا اربابان ترور و یا تروریستهای رهبر کسانی هستند که نقشۀ ایجاد ترور (وحشت) را میکشند و به مأموران یا نوکران خود ابلاغ میکنند تا به عمل گذارده شود.

اینها کسانی هستند که هیچگاه حاضر به مماشات با ملت نبوده و هیچگاه حاضر نیستند با زبان خوش و اعمال مسالمت آمیز از اریکۀ قدرت کناره گیری کنند.

ب - مأموران اجرا یا نوکران ترور یا تروریستهای مأمور را به دو دسته میتوان تقسیم نمود. گروه اول آنهائی هستند که با طیب خاطر و رضایت کامل به خدمت رهبران یا اربابان ترور در آمده اند و امید دارند که روزی، خود در مسند اربابی ترور در بیایند.

این دسته از تروریستهای مأمور نیز همچون اربابانشان زبان مسالمت جویانه را نمیدانند و تنها زبانی را که میفهمند، زبان زور است. گروه دوم از مأموران ترور، آنهائی هستند که یا اغفال شده اند و یا بسبب سود جوئی شخصی به جرگۀ مأموران ترور در آمده اند.

اینان نیز تا زمانی که با آنان بگونۀ مسالمت آمیز برخورد شود، چون خود را وابسته به اربابان ترور و ظاهراً صاحبان قدرت میبینند، در نتیجه تا آنجا که خود و نزدیکان خود را مورد تهدیدی جدی نبینند، همچنان به اعمال خود و انجام مسئولیتهائی که از سوی اربابان ترور به آنان محول گردیده، ادامه میدهند.

با این مقدمۀ مختصر میبینیم که رو در روئی با کسانی که ابزار ترور (وحشت) را در دست دارند، کار ساده ای نیست. بعضی ها سخن از مبارزات مهاتما گاندی علیه انگلستان و یا مارتین لوتر کینگ در مبارزات تبعیض نژادی در آمریکا سخن میرانند.

اگر چه ظاهراً مبارزات آنان مسالمت آمیز بود ولی در مقابلشان کسانی بودند که تا حد بسیاری به وجهه و پرستیژ بین المللی خود اهمیت میدادند. دشمنی را که امروز ملت ایران در برابر خود دارد بلعکس به تنها چیزی که فکر نمیکند و اهمیتی برایش ندارد، همانا وجهۀ بین المللی است.

این رژیم با کمال وقاحت و بیشرمی هم دروغ میگوید و هم مرتکب انواع جنایات ددمنشانه میشود که در تاریخ بشریت اگر بیسابقه نبوده ولی کم سابقه بوده. وقتی که این رژیم حتی به قوانینی که خود آنان را وضع نموده وقعی نمی نهد و هرگاه و بیگاه آنان را زیرپا میگذارد، چگونه میشود انتظار داشت که به قوانین بین المللی پایبند باشد.

کما اینکه به کررات ثابت نموده که نه تنها پایبند نبوده و نیست، بلکه دائماً آنان را ندیده گرفته و ندیده خواهد گرفت. برخورد با تروریسم بمانند برخورد با هر مرضی است.

اگر بفرض غده ای سرطانی را در وجود فردی در نظر بگیریم، مماشات با مرض بجز عواقب مرگبار عاقبت خوشی را برای آن فرد بدنبال نخواهد داشت. وقتی که پزشک جراح، بدن بیمار را با چاقوی جراحی میشکافد تا غده را بیرون آورد، آیا میشود کار او را بخاطر شکافتن بدن بیمار تقبیح نمود؟

مبارزه با عوامل ترور و تروریسم و در نتیجه نجات ملت و میهن از این مرض مهلک اگر چه ایده آل بود که میتوانستیم با یک داروی گیاهی مسالمت آمیز علاجش کنیم، ولی بنظر میرسد که برای نجات جان بیمار بجز عمل جراحی چاره ای ندارد و تقبیح جراح در خیر و صلاح بیمار نیست.

بردباری ملت ایران مطمئناً حدی دارد و بالاخره به همانگونه که بابک خرمدین ها، یعقوب لیثها، و حس صباح ها به ناچار برای دفاع از آب و خاک میهنشان در برابر تازیان جنایت پیشه دست به مبارزۀ قهرآلود زدند، در برابر این تازیان جنایتکار هم مماشات و بردباری بی حد و مرز نخواهد بود.

اگر عملیات تدافعی و تلافی جویانه توسط میهن پرستان ایرانی برای مبارزه با اشغالگران میهن قابل تقبیح و سرزنش است و باید بر ضد آن اعلامیه و بیانیه صادر کرد، پس تمام اعمالی را که قهرمانان تاریخی ایرانزمین به آنها دست زده اند، همگی باید تقبیح شوند. به همانگونه که در هنگام اشغال فرانسه یا یوگسلاوی توسط آلمان نازی، نیروهای مقاومت در آن کشورها به هرگونۀ ممکن بدشمن صدمه میزدند، امروز ملت ایران نباید با تصور به اینکه عوامل و مزدوران رژیم اشغالگر اسلامی از هم میهنان آنانست، با آنها به مماشات خود ادامه دهند.

آنکسی که برادر من و تو را میکشد و یا به خواهر و دختر من و تو تجاوز میکند، هم میهن ما نیست.

هم میهن من و تو در صفوف ملت ایستاده اند نه در مقابل آنان.

هم میهن من و تو، هم میهن من و تو را با گلوله هدف قرار نمیدهد.

هم میهن من و تو، به هم میهن من و تو تجاوز نمیکند.

هم میهن من و تو طناب دار را به گردن هم میهن من و تو نمی اندازد.

هم میهن من و تو ثروت میهن من و تو را از میهن من و تو نمی دزدد.

بطور ساده، اگر کسانی که در کسوت مزدوری رژیم هستند و تا لحظۀ سقوط و انهدام این رژیم جنایتکار اشغالگر بخواهند در کنار این رژیم بمانند و با مردم مبارزه کنند و پس از سرنگونی رژیم به ناگاه خود را هم میهن من و تو بخوانند، آنان هم میهن من و تو نیستند.

هم میهن من و تو، همین امروز باید با سلاحهای خود به صفوف مردم بپیوندند و گرنه فردا خیلی دیر است.



پیوستگی * پایداری * پیروزی

نوشته شده توسط دختر بلوچستان در ساعت 7:17 | لینک  |